تبلیغات
(شاه مردان علی) - واقعه غدیر خم "قسمت اول"
(شاه مردان علی)
واقعه غدیر خم ( بخش اول)

********

  عناوین این بخش :
  • اهمیت حجه الوداع
  • آغاز سفر حج
  • خطابه اول در منی
  • خطابه دوم در مسجد خیف در منی
  • لقب امیرالمؤمنین





اهمیت حجه الوداع

هجرت پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله و سلم و خروج آن حضرت از مكه معظمه نقطه عطفی در تاریخ اسلام به شمار می آید و بعد از این هجرت، حضرت سه بار به مكه سفر كرده اند.

بار اول در سال هشتم پس از صلح حدیبیه به عنوان عمره وارد مكه شدند و طبق قراردادی كه با مشركین بسته بودند فوراً بازگشتند.

بار دوم در سال نهم به عنوان فتح مكه وارد این شهر شدند، و پس از پایان برنامه ها و برچیدن بساط كفر و شرك و بت پرستی به طائف رفتند و هنگام بازگشت به مكه آمده و عمره بجا آوردند و سپس به مدینه بازگشتند.

سومین و آخرین بار بعد از  هجرت كه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم وارد مكه شدند در سال دهم هجری بعنوان حجه الوداع بود كه حضرت برای اولین بار به طور رسمی اعلان حج دادند تا همه مردم در حد امكان حاضر شوند.

در این سفر دو مقصد اساسی در نظر بود، و آن عبارت بود از دو حكم مهم از قوانین اسلام كه هنوز برای مردم به طور كامل و رسمی تبیین نشده بود: یكی حج، و دیگری مسئله خلافت و ولایت و جانشینی بعد از پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم.




آغاز سفر حج

پس از اعلان عمومی، مهاجرین و انصار و قبایل اطراف مدینه و مكه و حتی بلاد یمن و غیر آن بسوی مكه سرازیر شدند تا جزئیات احكام حج را شخصاً از پیامبرشان بیاموزند و در اولین سفر رسمی حضرت، به عنوان حج شركت داشته باشند. اضافه بر آنكه حضرت اشاراتی فرموده بودند كه امسال سال آخر عمر من است و این می توانست باعث شركت همه جانبه مردم باشد.

جمعیتی حدود یكصد و بیست هزار نفر (گاهی بیشتر از آن را هم نقل كرده اند) در مراسم حج شركت كردند كه فقط هفتاد هزار نفر آنان از مدینه به همراه حضرت حركت كرده بودند، بطوریكه لبیك گویان از مدینه تا مكه متصل بودند.

حضرت چند روز به ماه ذی الحجه مانده از مدینه خارج شدند و بعد از ده روز طی مسافت در روز سه شنبه پنجم ذی الحجه وارد مكه شدند.

امیرالمومنین علیه السلام هم كه قبلاً از طرف حضرت به یمن و نجران برای دعوت به اسلام و جمع آوری خمس و زكات و جزیه رفته بودند به همراه عده ای در حدود دوازده هزار نفر از اهل یمن برای ایام حج به مكه رسیدند.

با رسیدن ایام حج در روز نهم ذی الحجه حضرت به موقف عرفات رفتند و بعد از آن اعمال حج را یكی پس از دیگری انجام دادند، و در هر مورد واجبات و مستحبات آن را برای مردم بیان فرمودند.



خطابه اول در منی

در عرفات دستور الهی نازل شد كه علم و ودایع انبیاء علیهم السلام را به علی بن ابی طالب علیه السلام منتقل كند و او را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی كند.

در منی پیامبر صلی اله علیه و اله و سلم اولین خطابه خود را ایراد فرمودند كه در واقع یك زمینه سازی برای خطبه غدیر بود. در این خطبه ابتدا اشاره به امنیت اجتماعی مسلمین از نظر جان و مال و آبروی مردم نمودند، و سپس خونهای بناحق ریخته شده و اموال بناحق گرفته شده در جاهلیت را رسماً مورد عفو قرار دادند تا كینه توزیها از میان برداشته شود و جوّ اجتماع برای تامین امنیت آماده شود. سپس مردم را برحذر داشتند كه مبادا بعد از او اختلاف كنند و بر روی یكدیگر شمشیر بكشند.

در اینجا تصریح فرمودند كه:

اگر من نباشم علی بن ابی طالب در مقابل متخلفین خواهد ایستاد.

سپس حدیث ثقلین بر لسان مبارك حضرت جاری شد و فرمودند:

من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می گذارم كه اگر به این دو تمسك كنید هرگز گمراه نمی شوید: كتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم.

اشاره ای هم داشتند به اینكه عده ای از همین اصحاب من روز قیامت به جهنم برده می شوند.

نكته جالب توجه اینكه در این خطابه، امیرالمومنین علیه السلام سخنان حضرت را برای مردم تكرار می كردند تا آنان كه دورتر بودند بشنوند.



خطابه دوم در مسجد خیف در منی

در روز سوم از توقف در منی، بار دیگر حضرت فرمان دادند تا مردم در مسجد خیف اجتماع كنند. در آنجا نیز خطابه ای ایراد فرمودند كه ضمن آن صریحاً از مردم خواستند كه گفته های ایشان را خوب به خاطر بسپارند و به غائبان برسانند.

در این خطبه به اخلاص عمل و دلسوزی برای امام مسلمین و تفرقه نینداختن سفارش فرمودند و تساوی همه مسلمانان در برابر حقوق و قوانین الهی را اعلام كردند. بعد از آن بار دیگر متعرض مسئله خلافت شدند و حدیث ثقلین بر لسان حضرت جاری شد، و بار دیگر برای غدیر زمینه را آماده كردند.

در این مقطع، منافقین كاملاً احساس خطر كردند و قضیه را جدی گرفتند و برنامه های خود را آغاز كردند و پیمان نامه نوشتند و هم قسم شدند.




لقب امیرالمؤمنین

در مكه جبرئیل، لقب امیرالمؤمنین را به عنوان اختصاص آن به علی بن ابی طالب علیه السلام از جانب الهی آورد، اگر چه این لقب قبلاً نیز برای آن حضرت تعیین شده بود.

پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم هم دستور دادند تا یك یك اصحابش نزد علی علیه السلام بروند و به عنوان امیرالمؤمنین بر او سلام كنند و السلام علیك یا امیرالمؤمنین بگویند، و بدینوسیله در زمان حیات خود، از آنان اقرار بر امیر بودن علی علیه السلام گرفت.

در اینجا ابوبكر و عمر به عنوان اعتراض به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم گفتند: آیا این حقی از طرف خدا و رسولش است؟ حضرت غضبناك شده فرمودند: حقی از طرف خدا و رسولش است، خداوند این دستور را به من داده است.


منبع :سایت اطلاع رسانی غدیر میثاق




طبقه بندی: روایات گفته شده در شأن مولا،
برچسب ها: واقعه غدیر خم،

تاریخ : پنجشنبه 2 آبان 1392 | 12:14 | نویسنده : رضا فلاح | نظرات

  • اخبار
  • راکت
  • کارت شارژ همراه اول